سيد محمد على ايازى
110
مصحف امام على ( ع ) ( فارسى )
است . بنا بر اين ، طبيعى است كه امام بخواهد اين مسئوليت را به انجام رساند . شايد دليل اعجاب كسانى مانند عكرمه ، ابن سيرين ، مقاتل ، ابن النديم و ابن جزى و تصريح بر انحصارى بودن مصحف امام ، برخاسته از همين ويژگيها و با آگاهى از شخصيت علمى و موقعيت ممتاز حضرت با شنيدن آن فضائل و ديدن روايات بوده است ، به همين دليل برخى كسانى كه روايت مصحف امام را نقل كردهاند ، مانند ابن سعد زهرى در كتاب الطبقات الكبرى ، سيوطى در الاتقان و زركشى در البرهان « 1 » به نقل اين دسته از روايات در جايگاه تفسيرى امام عليه السّلام پرداختهاند ، و از على به عنوان صدر المفسرين و كسى كه بيشترين روايات از او درباره قرآن رسيده نقل كردهاند و ابن اثير جزرى ( م 630 ) از عطا نقل مىكند كه كسى عالمتر از على در ميان اصحاب پيامبر وجود نداشت . « 2 » و در برابر اين روايات ، روايتى را گروهى مطرح كردهاند كه از على عليه السّلام مىپرسند : آيا پيامبر علم خاصى را به شما اختصاص داد ؟ حضرت گفته باشد در پيش ما چيزى غير از صحيفه و فهمى كه خدا عطا كرده نداده است . « 3 » مسلم است اين روايت با آنچه از حضرت رسيده كه مصحفش با املاى پيامبر و علومىكه از ايشان آموخته ، ناسازگار است . بسيار محتمل به نظر مىرسد كه اين روايت براى تقابل و كنار زدن آن دسته از روايات مصحف امام و كوچك كردن موقعيت علمى و اتصال به
--> ( 1 ) - زركشى ، بدر الدين ، البرهان فى علوم القرآن ، ج 2 / 293 ، بيروت ، دار المعرفة ، تحقيق يوسف مرعشلى . ( 2 ) - ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 4 / 109 ، بيروت ، دار احياء التراث العربى ، ط 1 ، 1417 ق . ( 3 ) - بخارى ، صحيح ، ج 1 / 204 ، كتاب العلم ، باب كتابة العلم ( 39 ) ح 111 .